عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
161
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
رگ چشمهاى است آبش زياد ولى به نهايت شور و ناگوار است و در غير اضطرار نمىتوان خورد و چشمهء مزبوره در ميان كوهستان سنجيد « 1 » واقع و اقسام علوفه از قبيل درمشو و بون و پوتار و شور زياد و شكار و كبك و تيهو نيز بسيار است . [ 168 ] قليلى كلات 250 از رگ تا كوچه نه فرسخ و خطش به جنوب و راهش سراشيب و اوايلش سنگلاخ و مابقى نرم و هموار است . و اطراف راه اقسام علوفهء سابق الذكر زياد و آهو نيز بسيار است . و همينكه يك فرسخ بگذرد از كوهستان خارج و داخل رودخانهء كاجه مىشود و همهجا تا منزل در كف و اطراف رودخانه سير مىكند و شرح رودخانهء مزبوره مفصلا گذشت . و مزرعه [ اى ] كه اين راه به آن مىرسد موسوم است به قليلى « 2 » كلات و اين مزرعه يكى از مزارعات كوچه و آبش از رودخانهء مزبوره و صاحبان او دين محمد خان جدگالى و كسان اوست . محصول آن از غلّه و ذرت و ماش و كولك قريب صد خروار [ است ] و جزئى نخيلات هم دارد . و اهالى آن كه قريب سى خانوارند در خانه و اوطاقهاى تيرپوش سكونت دارند و در آنجا هم يك لوله برج از سابق ساختهاند و فعلا داير [ است ] و تيركش تفنگ هم دارد . كوچه ( كوچگ ) 251 كوچه يكى از محال معتبر بلوچستان و اهالى آن معروف به جدگالى و داراى سى چهل مزرعه و قريب پنج هزار نفر خلق آنجا است . هوايش به نهايت گرم و رطوبت زمينش به درجهاى است كه اگر محصول آن را يك مرتبه آب بدهند تا وقت حصادى ديگر محتاج به آب نخواهد بود و عمدهء محصول آن ذرت و ماش و غلّهاش كمتر [ است ] و نخيلات تمام مزارعات آن زياده از هزار بوته نيست . هيچ قسم ميوه در آنجا يافت نمىشود و در تمام مزارعات آن قلعهجات رعيّتى و عمارات تيرپوش فراخور [ 169 ] حوصله ساختهاند . ضابط آنجا سردار دين محمد خان [ ست ] و در مزرعهء سرى مازار « 3 » كه يكى از مزارعات كوچه است سكونت دارد . و تخمين كلّيهء حاصل مزارعات كوچه هزار خروار است . حاكم شرع آنجا
--> ( 1 ) - درين مورد يك نقطه روى « خ » دارد . ( 2 ) - كذا ، در منابع نيست . در صفحهء 147 و 164 نامى به شكل فتيلى كلات آمده است . ( 3 ) - كذا .